وقتی بین دو گزینه خوب ماندهایم، چگونه انتخاب کنیم؟

دو پیشنهاد همکاری دارید. یکی فرصت یادگیری بیشتری فراهم میکند و دیگری انعطاف زمانی بهتری دارد.
یا برای توسعه کسبوکار، دو مسیر جذاب پیش روی شماست. هرکدام مزیتهایی دارند و با انتخاب یکی، فعلاً از بخشی از مزیتهای دیگری صرفنظر میکنید.
در چنین موقعیتی، ممکن است هرچه بیشتر مقایسه کنید، انتخاب دشوارتر شود.
پرسش اصلی این است: کدام گزینه با اولویتها، محدودیتها و شرایط فعلی من تناسب بیشتری دارد؟
وقتی همه کارها مهماند، چگونه اولویت های کسب و کار را مشخص کنیم؟

صبح را با برنامه شروع میکنید: بررسی فروش، گفتوگو با یکی از همکاران و رسیدگی به پروژهای که مدتها عقب افتاده است. اما چند پیام، یک درخواست مشتری و مسئلهای در تیم، مسیر روز را تغییر میدهد.
در پایان روز، کارهای زیادی انجام دادهاید؛ بااینحال، موضوعی که قرار بود روی آن تمرکز کنید هنوز دستنخورده باقی مانده است.
وقتی همه کارها مهم به نظر میرسند، انتخاب دشوار میشود. برای شروع، لازم است مشخص کنید در بازه پیش رو چه نتیجهای اهمیت بیشتری دارد، چه تعهدهایی قابل تعویق نیستند و منابع واقعی شما چقدر است.
اولویتدادن به یک کار، زمانی عملی میشود که برای آن زمان و ظرفیت در نظر بگیرید و درباره کارهای دیگر نیز تصمیم بگیرید.
آیا شروع کوچینگ بدون هدف مشخص ممکن است؟

«میدانم چیزی باید تغییر کند، اما هنوز نمیدانم دقیقاً چه میخواهم.»
ممکن است این جمله به وضعیت شما نزدیک باشد. مسئولیتهای زیادی دارید، میان چند انتخاب ماندهاید یا از شیوه فعلی کار خود راضی نیستید؛ بااینحال، نمیتوانید خواستهتان را در قالب یک هدف روشن بیان کنید.
آیا باید ابتدا بهتنهایی هدف خود را پیدا کنید و بعد سراغ کوچینگ بروید؟
لازم نیست پیش از اولین گفتوگو، هدفی نهایی و برنامهای کامل داشته باشید. میتوانید با یک دغدغه یا پرسش شروع کنید و درباره مناسببودن کوچینگ برای بررسی آن گفتوگو کنید. در ادامه، روشنکردن جهت همکاری و نتیجه مورد انتظار از جلسه اهمیت پیدا میکند.