تصمیم گیری با اطلاعات ناقص؛ از کجا شروع کنیم؟

مدیر در حال بررسی اطلاعات موجود و پرسش‌های بی‌پاسخ پیش از تصمیم‌گیری

برای استخدام یک نفر، انتخاب همکار یا ارائه خدمتی تازه باید تصمیم بگیرید، اما هنوز همه چیز روشن نیست. نمی‌دانید همکاری چگونه پیش می‌رود، مشتریان چه واکنشی نشان می‌دهند یا شرایط چند ماه بعد چگونه خواهد بود.
از طرفی، منتظرماندن هم ممکن است هزینه داشته باشد.
در چنین موقعیتی، پرسش کاربردی این است:
کدام اطلاعات می‌تواند انتخاب من را تغییر دهد و برای به‌دست‌آوردن آن چقدر زمان و منابع لازم است؟
قرار نیست همه ابهام‌ها به یک اندازه بررسی شوند. ابتدا باید بفهمید کدام نادانسته‌ها برای تصمیم شما تعیین‌کننده‌اند، تا بتوانید تصمیم گیری با اطلاعات ناقص انجام دهید.

از ایده تا عمل؛ چگونه ایده کسب و کار را در مقیاس کوچک آزمایش کنیم؟

آزمایش ایده کسب و کار

در جلسه، ایده‌ای مطرح می‌شود که همه از آن استقبال می‌کنند: خدمتی تازه، روشی متفاوت برای پاسخ‌گویی یا تغییری در تجربه مشتری.
قدم بعدی چیست؟ اجرای کامل، کنارگذاشتن ایده تا زمان مناسب یا بررسی بخشی از آن در مقیاسی محدود؟
برای طراحی یک آزمون مفید، ابتدا مشخص کنید درباره چه چیزی مطمئن نیستید و چه مشاهده‌ای می‌تواند تصمیم شما را تغییر دهد.
آزمون کوچک باید به یک پرسش مشخص پاسخ دهد. صرف انجام‌دادن نسخه‌ای کوچک‌تر از پروژه، لزوماً یادگیری روشنی ایجاد نمی‌کند.

چرا برای مسائل کسب و کار، راه حل های کسب و کار تکراری می شوند؟

راه حل های کسب و کار

فروش کاهش پیدا می‌کند و اولین پیشنهاد، تخفیف بیشتر است. مشتریان ناراضی‌اند و دوباره تصمیم می‌گیریم تعداد تماس‌های پیگیری را افزایش دهیم. کارها عقب می‌افتند و پاسخ اولیه، بیشتر کارکردن است.
گاهی این راه‌حل‌ها مناسب‌اند. اما وقتی نتیجه مطلوب حاصل نمی‌شود و همچنان همان پیشنهادها را تکرار می‌کنیم، لازم است شیوه تعریف مسئله را بررسی کنیم.
برای رسیدن به گزینه‌های تازه، می‌توانیم پیش از پرسیدن «چه کار کنیم؟»، بپرسیم «دقیقاً چه مسئله‌ای را می‌خواهیم حل کنیم؟»