کوچینگ راه حل محور چیست و چگونه به قدم بعدی برسیم؟

گاهی میتوانید ساعتها درباره یک مشکل صحبت کنید، اما هنوز ندانید فردا چه کاری انجام دهید. مثلاً میدانید مشارکت در جلسههای کاری برایتان دشوار است؛ بارها موقعیتهای ناخوشایند را مرور کردهاید، ولی قدم بعدی همچنان مبهم مانده است.
کوچینگ راه حل محور رویکردی است که توجه گفتوگو را به وضعیت مطلوب، تجربههای مفید و نشانههای کوچک بهبود معطوف میکند. پرسش محوری آن این است: «دوست دارید چه چیزی متفاوت شود و همین حالا چه چیزی میتواند به حرکت شما کمک کند؟»
این نگاه به معنی نادیدهگرفتن مسئله نیست. قرار است در کنار شناخت دشواری، امکان تغییر نیز دیده شود.
مدل OSKAR در کوچینگ؛ از مسئله به راهحل و اقدام

گاهی مراجع با یک مشکل وارد جلسه میشود و تمام توجهش روی چیزی است که درست کار نمیکند.
«تیمم مسئولیتپذیر نیست.»
«فروشم افت کرده.»
«نمیتوانم تصمیم بگیرم.»
«اعتمادبهنفسم پایین آمده.»
مدل CBC در کوچینگ؛ از فکر تا رفتار و تغییر پایدار

گاهی مراجع میداند چه کاری باید انجام دهد، اما باز هم انجامش نمیدهد.
میداند باید گفتوگوی مهمی را شروع کند.
میداند باید تصمیم بگیرد.
میداند باید از تعلل بیرون بیاید.
اما چیزی در این میان مانع میشود.
روانشناسی تصویر ذهنی و کوچینگ؛ تصویری که از خودمان داریم چگونه رفتارمان را شکل میدهد؟

گاهی مسئله این نیست که چه تواناییهایی داریم.
مسئله این است که فکر میکنیم چه تواناییهایی داریم.
کتاب روانشناسی تصویر ذهنی اثر ماکسول مالتز بر مفهوم Self-Image یا تصویر ذهنی فرد از خودش تمرکز دارد. مالتز که جراح پلاستیک بود، متوجه شد تغییر ظاهر بعضی بیماران الزاماً به تغییر احساس آنها نسبت به خودشان منجر نمیشود. همین مشاهده او را به سمت مطالعه خودانگاره، تجسم ذهنی و رابطه میان تصویر درونی و رفتار هدایت کرد. کتاب Psycho-Cybernetics نخستینبار در سال ۱۹۶۰ منتشر شد و بعدها در نسخههای مختلف بازنشر شد.
نسخه فارسی روانشناسی تصویر ذهنی با ترجمه مهدی قراچهداغی و نشر شباهنگ منتشر شده و با عنوان فرعی «سایکوسیبرنتیک، علم کنترل ذهن» نیز شناخته میشود.
برای کوچها، جذابترین ایده کتاب این است:
گاهی رفتار ما نه بر اساس ظرفیت واقعیمان، بلکه بر اساس تصویری شکل میگیرد که از خودمان ساختهایم.
نجات از هزارتو و کوچینگ؛ شناخت الگوها پیش از تغییر آنها

اگر قرار است بهعنوان کوچ با پیچیدگیهای ذهن، مقاومتهای درونی و الگوهای تکرارشونده مراجعان کار کنیم، شاید قبل از هر چیز لازم باشد با یک واقعیت روبهرو شویم:
خود ما هم الگو داریم.
کتاب نجات از هزارتو ترجمه فارسی کتاب How to Do the Work اثر Nicole LePera است؛ کتابی درباره شناخت الگوهای شرطیشده، تأثیر گذشته بر رفتار امروز و حرکت به سمت زندگی آگاهانهتر. نسخه فارسی با ترجمه شهرام شیری نیز با همین عنوان منتشر شده است.
برای کوچها و مربیان کسبوکار، ارزش این کتاب فقط در مفاهیم روانشناختی آن نیست.
کتاب میتواند یک آینه باشد:
کوچ با چه الگوهایی وارد رابطه کوچینگ میشود؟
پنجره جوهری و کوچینگ؛ مدلی ساده برای دیدن خود حرفهای

گاهی مهمترین چیزی که مانع رشد ما میشود، چیزی نیست که درباره خودمان میدانیم.
چیزی است که نمیدانیم که نمیدانیم.
در این اپیزود درباره مدل پنجره جوهری صحبت کردهایم؛ مدلی ساده اما عمیق برای افزایش خودآگاهی، بهبود ارتباطات، دریافت بازخورد و شناخت بهتر «خود حرفهای».
مدل Johari Window در سال ۱۹۵۵ توسط Joseph Luft و Harrington Ingham معرفی شد و نام Johari نیز از ترکیب نام کوچک این دو ساخته شده است. این مدل چهار بخش اصلی دارد که بر اساس دو سؤال شکل میگیرند:
چه چیزی درباره من برای خودم شناختهشده است؟
و چه چیزی درباره من برای دیگران شناختهشده است؟
برای کوچها، مدیران و صاحبان کسبوکار، این مدل فقط یک ابزار ارتباطی نیست.
میتواند یک آینه باشد برای اینکه ببینیم:
چقدر از خودمان را میشناسیم و دیگران چه چیزهایی درباره ما میبینند که هنوز از دید خودمان پنهان مانده است؟
پادکست رواق و کوچینگ؛ معنا، انتخاب و زیست اصیل

گاهی مسئله ما این نیست که «چه کاری باید انجام دهیم».
گاهی مسئله عمیقتر است:
اصلاً چرا باید این کار را انجام دهیم؟
پادکست رواق با اجرای فرزین رنجبر، با رویکردی روانشناختی به اگزیستانسیالیسم میپردازد و موضوعاتی مانند ترس، غم، آرزو، معنا و تجربه زیسته انسان را واکاوی میکند. در معرفی خود پادکست نیز تأکید شده که هدف، کمک به کشف فردی مخاطب از ابعاد «زیست اصیل» است و بخش مهمی از این مسیر با تکیه بر آثار اروین یالوم شکل گرفته است.
رواق از سال ۲۰۱۹ منتشر میشود و تا سال ۲۰۲۶ صدها قسمت از آن در پلتفرمهای مختلف در دسترس قرار گرفته است.
برای جامعه کوچینگ، ارزش رواق فقط در اطلاعات روانشناختی آن نیست.
ارزش مهمتر شاید این باشد که شنونده را وادار میکند با سؤالهایی روبهرو شود که پاسخ سریع ندارند.
Stutz و کوچینگ؛ وقتی بینش باید به حرکت تبدیل شود

مستند Stutz محصول ۲۰۲۲ نتفلیکس، به کارگردانی Jonah Hill ساخته شده و بر گفتوگوهای صمیمی او با روانپزشکش، Phil Stutz، تمرکز دارد. فیلم علاوه بر زندگی و رابطه این دو، مدل تصویری و مجموعهای از تمرینهای Stutz با عنوان The Tools را معرفی میکند. نتفلیکس نیز فیلم را اثری درباره تجربههای شخصی Stutz، رابطه درمانی و مدل تصویری او معرفی میکند.
اما از نگاه کوچینگ، جذابترین سؤال فیلم شاید این باشد:
اگر مسئله را فهمیدهایم، چه چیزی هنوز مانع حرکت ماست؟
UNABOMBER و کوچینگ؛ وقتی یک روایت ذهنی به واقعیت تبدیل میشود

اگر UNABOMBER را فقط بهعنوان داستان زندگی یک مجرم ببینیم، بخش مهمی از آن را از دست میدهیم.
این فیلم، از زاویه کوچینگ، فرصتی است برای تأمل درباره باورها، هویت، معنا، انزوا، قطعیت ذهنی و انتخابهای انسانی.
آنچه در چنین داستانی اهمیت پیدا میکند فقط این نیست که «چه اتفاقی افتاد».
سؤال عمیقتر این است:
فرد چگونه آنچه را تجربه کرده، برای خودش معنا کرده است؟
یکی از زنجیرههایی که میتوان برای تحلیل این موضوع در نظر گرفت، این است:
تجربه ← تفسیر ← باور ← هویت ← احساس ← انتخاب ← رفتار
یک تجربه لزوماً به یک رفتار مشخص منجر نمیشود.
آنچه میان این دو قرار دارد، معنایی است که فرد به تجربه میدهد.
Fury و کوچینگ؛ رشد، مسئولیت و اعتماد زیر فشار

فیلم Fury در ظاهر داستان یک تانک و خدمهاش در روزهای پایانی جنگ جهانی دوم است.
داستان در آوریل ۱۹۴۵ اتفاق میافتد. Wardaddy با بازی Brad Pitt فرمانده یک تانک Sherman و گروه پنجنفرهای است که مأموریتی بسیار خطرناک در خاک آلمان دارند. در همین شرایط، سربازی کمتجربه به نام Norman وارد گروه میشود و ناگهان خودش را در محیطی میبیند که تقریباً هیچچیزش با تجربه قبلی او سازگار نیست.
البته جنگ را نمیتوان به یک فرایند رشد یا «کلاس کوچینگ» تقلیل داد. فضای فیلم با خشونت، اجبار و موقعیتهای اخلاقی بسیار دشوار همراه است.
اما اگر از این تفاوت اساسی غافل نشویم، Fury میتواند فرصتی برای تأمل درباره چند موضوع مهم در کوچینگ و توسعه فردی باشد:
رشد تحت فشار، خودآگاهی، مسئولیتپذیری، اعتماد تیمی و یادگیری از تجربه.