پادکست رواق و کوچینگ؛ معنا، انتخاب و زیست اصیل

گاهی مسئله ما این نیست که «چه کاری باید انجام دهیم». گاهی مسئله عمیق‌تر است: اصلاً چرا باید این کار را انجام دهیم؟ پادکست رواق با اجرای فرزین رنجبر، با رویکردی روان‌شناختی به اگزیستانسیالیسم می‌پردازد و موضوعاتی مانند ترس، غم، آرزو، معنا و تجربه زیسته انسان را واکاوی می‌کند. در معرفی خود پادکست نیز تأکید شده که هدف، کمک به کشف فردی مخاطب از ابعاد «زیست اصیل» است و بخش مهمی از این مسیر با تکیه بر آثار اروین یالوم شکل گرفته است. رواق از سال ۲۰۱۹ منتشر می‌شود و تا سال ۲۰۲۶ صدها قسمت از آن در پلتفرم‌های مختلف در دسترس قرار گرفته است. برای جامعه کوچینگ، ارزش رواق فقط در اطلاعات روان‌شناختی آن نیست. ارزش مهم‌تر شاید این باشد که شنونده را وادار می‌کند با سؤال‌هایی روبه‌رو شود که پاسخ سریع ندارند.
پادکست رواق و کوچینگ

وقتی سؤال از «چطور؟» به «چرا؟» تغییر می‌کند

در کوچینگ کسب‌وکار خیلی وقت‌ها سؤال‌ها عملیاتی‌اند:

چطور بهتر مذاکره کنم؟

چطور تیمم را مدیریت کنم؟

چطور تمرکز بیشتری داشته باشم؟

چطور درآمدم را افزایش دهم؟

اما گاهی قبل از همه اینها یک سؤال دیگر وجود دارد:

«چرا این هدف برای من مهم است؟»

ممکن است فرد سال‌ها برای رسیدن به جایگاهی تلاش کند و بعد از رسیدن به آن متوجه شود که هدف، بیشتر متعلق به انتظارات دیگران بوده تا خودش.

اینجاست که نگاه اگزیستانسیال می‌تواند گفت‌وگوی کوچینگ را عمیق‌تر کند.

نه فقط:

«چه می‌خواهی؟»

بلکه:

«چرا این را می‌خواهی و اگر به آن برسی، چه چیزی در زندگی‌ات معنا پیدا می‌کند؟»

انتخاب همیشه همراه مسئولیت است

یکی از موضوعات مهم در نگاه اگزیستانسیال، آزادی و انتخاب است.

اما آزادی بدون مسئولیت معنای کاملی ندارد.

خیلی وقت‌ها دوست داریم آزادی انتخاب داشته باشیم، اما پیامد انتخاب را نه.

می‌خواهیم شغل را عوض کنیم، اما عدم قطعیتش را نمی‌خواهیم.

می‌خواهیم کسب‌وکار خودمان را داشته باشیم، اما مسئولیت تصمیم‌ها را نه.

می‌خواهیم مرز بگذاریم، اما احتمال ناراحت شدن دیگران را نه.

کوچینگ می‌تواند اینجا سؤال مهمی مطرح کند:

«اگر این انتخاب را انجام دهی، حاضر به پذیرفتن کدام پیامد آن هستی؟»

این سؤال تصمیم را واقعی‌تر می‌کند.

اضطراب همیشه دشمن نیست

یکی از سوءبرداشت‌های رایج این است که اگر تصمیم درستی گرفته باشیم، باید احساس آرامش کنیم.

اما بسیاری از تصمیم‌های مهم زندگی با اضطراب همراه‌اند.

شروع یک کسب‌وکار.

تغییر شغل.

پذیرفتن یک سمت مدیریتی.

تمام کردن یک همکاری.

گفتن یک «نه» مهم.

اضطراب همیشه به این معنا نیست که مسیر اشتباه است.

گاهی فقط نشان می‌دهد:

موضوع برای ما مهم است.

در کوچینگ سؤال می‌تواند از این:

«چطور اضطرابم را حذف کنم؟»

به این تغییر کند:

«این اضطراب درباره چیزی که برایم مهم است چه می‌گوید؟»

معنا؛ چیزی که در KPI جا نمی‌شود

در کسب‌وکار همه‌چیز قابل اندازه‌گیری نیست.

فروش.

سود.

رشد.

بهره‌وری.

همه مهم‌اند.

اما انسان فقط با KPI زندگی نمی‌کند.

ممکن است فرد از نظر تمام شاخص‌های بیرونی موفق باشد و همچنان احساس کند:

«این چیزی نیست که می‌خواستم.»

اینجا سؤال دیگر فقط عملکرد نیست.

موضوع معنا است.

کوچ می‌تواند بپرسد:

«اگر موفقیت فقط عدد نبود، از کجا می‌فهمیدی زندگی حرفه‌ای موفقی داری؟»

گاهی پاسخ این سؤال از چندین جلسه هدف‌گذاری ارزشمندتر است.

زیست اصیل یعنی چه؟

رواق در معرفی خود از مفهوم «زیست اصیل» استفاده می‌کند.

زیست اصیل را می‌توان از زاویه کوچینگ این‌طور دید:

آیا انتخاب‌های من با ارزش‌های خودم هماهنگ‌اند؟

یا بیشتر دارم نقشی را بازی می‌کنم که دیگران از من انتظار دارند؟

ممکن است مدیری سال‌ها تلاش کند «مدیر ایده‌آل» سازمان باشد، اما هیچ‌وقت نپرسد:

«سبک رهبری خود من چیست؟»

ممکن است کارآفرینی دنبال رشد سریع باشد، بدون اینکه بپرسد:

«آیا اصلاً این نوع رشد همان چیزی است که می‌خواهم؟»

اصالت یعنی هر تصمیمی لزوماً متفاوت از دیگران نباشد.

یعنی فرد بداند چرا آن را انتخاب کرده است.

آیا ما واقعاً انتخاب کرده‌ایم؟

یکی از سؤال‌های جذاب در کوچینگ این است:

«کدام بخش زندگی تو واقعاً انتخاب خودت بوده است؟»

رشته تحصیلی.

شغل.

سبک زندگی.

تعریف موفقیت.

نوع کسب‌وکار.

حتی تصویر فرد از یک زندگی «خوب».

گاهی متوجه می‌شویم بسیاری از انتخاب‌ها در واقع ترکیبی از:

انتظارات خانواده،

فرهنگ،

ترس،

مقایسه

و عادت بوده‌اند.

این به معنی اشتباه بودن آنها نیست.

اما شاید ارزش داشته باشد دوباره انتخاب شوند.

این بار آگاهانه.

ترس از مرگ و ارزش زندگی

در اگزیستانسیالیسم، مواجهه با محدود بودن زمان یکی از موضوعات اساسی است.

این موضوع لزوماً قرار نیست ترسناک باشد.

گاهی یادآوری محدود بودن زمان، اولویت‌ها را روشن می‌کند.

فرض کنید بدانید پنج سال دیگر فرصت تغییر مسیر ندارید.

آیا باز هم تصمیم امروز را عقب می‌اندازید؟

یا اگر بدانید زمان و انرژی نامحدود نیست، کدام پروژه را متوقف می‌کنید؟

از نگاه کوچینگ می‌توان پرسید:

«اگر زمان برایت ارزشمندتر از پول بود، امروز چه تصمیم متفاوتی می‌گرفتی؟»

تنهایی؛ بخش اجتناب‌ناپذیر تصمیم‌های مهم

بعضی تصمیم‌ها را هیچ‌کس نمی‌تواند به جای ما بگیرد.

کوچ می‌تواند همراه باشد.

مدیر می‌تواند مشورت بگیرد.

دوستان می‌توانند نظر بدهند.

اما در نهایت بعضی انتخاب‌ها فردی‌اند.

همین ویژگی می‌تواند ترسناک باشد.

خیلی وقت‌ها به‌جای تصمیم، دنبال کسی می‌گردیم که مسئولیت تصمیم را از ما بگیرد.

«تو بگو چه کار کنم.»

اما کوچینگ حرفه‌ای دقیقاً اینجا عقب می‌ایستد.

کوچ قرار نیست زندگی مراجع را اداره کند.

می‌تواند کمک کند سؤال روشن‌تر شود.

اما انتخاب باید متعلق به خود فرد باقی بماند.

شنیدن عمیق؛ شاید مهم‌تر از پاسخ دادن

یکی از ویژگی‌های تجربه شنیدن رواق، ریتم تأملی آن است.

قرار نیست همیشه بعد از هر مفهوم فوراً یک تمرین انجام دهیم.

گاهی فقط باید اجازه دهیم یک سؤال برای مدتی کنار ما بماند.

در کوچینگ هم سکوت گاهی بخشی از کار است.

وقتی مراجع بعد از یک سؤال مکث می‌کند، شاید اولین واکنش کوچ نباید پر کردن سکوت باشد.

گاهی همان سکوت دارد کار می‌کند.

سؤال خوب فقط سؤال هوشمندانه نیست.

سؤالی است که بعد از تمام شدن جلسه هم ادامه پیدا می‌کند.

رواق و خودآگاهی

خودآگاهی فقط شناخت نقاط قوت و ضعف نیست.

گاهی یعنی دیدن لایه‌هایی مثل:

از چه چیزی می‌ترسم؟

چه چیزی را از خودم پنهان می‌کنم؟

موفقیت برای من چه معنایی دارد؟

چه چیزی را فقط برای تأیید دیگران انجام می‌دهم؟

از چه انتخابی فرار می‌کنم؟

و چه چیزی در زندگی‌ام واقعاً متعلق به من است؟

این جنس سؤال‌ها شاید پاسخ سریع نداشته باشند.

اما می‌توانند جهت یک زندگی را تغییر دهند.

مرز رواق، کوچینگ و روان‌درمانی

رواق از منابع و مفاهیم روان‌شناختی و اگزیستانسیال استفاده می‌کند، اما شنیدن یک پادکست جایگزین روان‌درمانی نیست.

همین موضوع درباره کوچینگ هم صدق می‌کند.

کوچ می‌تواند با موضوعاتی مثل معنا، ارزش‌ها، انتخاب، هدف و مسئولیت کار کند.

اما اگر فرد با پریشانی شدید روان‌شناختی، اختلال عملکرد یا نیازهای درمانی روبه‌رو باشد، استفاده از متخصص سلامت روان اهمیت پیدا می‌کند.

آگاهی درباره روان‌شناسی می‌تواند کیفیت کوچینگ را بیشتر کند.

اما نباید مرز نقش‌ها را محو کند.

یک تمرین با الهام از رواق

یک تصمیم مهم فعلی را انتخاب کنید.

بعد این پنج سؤال را پاسخ دهید:

اگر نظر دیگران مهم نبود، من واقعاً چه می‌خواستم؟

تا حد امکان بدون سانسور بنویسید.

از چه چیزی در این تصمیم می‌ترسم؟

ترس را دقیق نام‌گذاری کنید.

کدام ارزش من در این انتخاب درگیر است؟

آزادی؟

امنیت؟

رشد؟

ارتباط؟

اثرگذاری؟

اگر انتخاب نکنم، چه چیزی را عملاً انتخاب کرده‌ام؟

بی‌تصمیمی هم می‌تواند یک تصمیم باشد.

اگر مسئولیت کامل انتخاب را بپذیرم، قدم بعدی چیست؟

فقط یک قدم.

مهم‌ترین درس رواق برای کوچینگ

شاید مهم‌ترین ارزش رواق این نباشد که جواب سؤال‌های سخت زندگی را به ما بدهد.

برعکس.

شاید ارزش اصلی‌اش این باشد که اجازه نمی‌دهد از بعضی سؤال‌ها خیلی سریع عبور کنیم.

من چه می‌خواهم؟

از چه چیزی می‌ترسم؟

چه چیزی به زندگی من معنا می‌دهد؟

کدام انتخاب واقعاً متعلق به من است؟

و با محدودیت‌هایی که نمی‌توانم تغییرشان دهم، چه می‌کنم؟

کوچینگ هم در بهترین شکل خود همیشه کارخانه پاسخ نیست.

گاهی فضایی است برای دیدن بهتر سؤال.

شاید بعضی تغییرهای مهم زندگی زمانی شروع شوند که بالاخره جرئت کنیم سؤال درست را از خودمان بپرسیم.

پرسش برای تأمل

اگر مجبور نبودید زندگی‌تان را برای هیچ‌کس توضیح دهید،

کدام بخش آن را متفاوت انتخاب می‌کردید؟

 

به اشتراک گذاری: 

تصویر مهدی قاسمی

مهدی قاسمی

مطالب پیشنهادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *