مربیگری مبتنی بر پذیرش و تعهد؛ وقتی هدف حذف افکار سخت نیست، بلکه حرکت با وجود آنهاست

گاهی مراجع دقیقاً می‌داند چه کاری برایش مهم است. می‌داند باید گفت‌وگوی سختی را شروع کند. می‌داند باید مرز بگذارد. می‌داند باید برای فرصت جدید اقدام کند. اما همچنان حرکت نمی‌کند. نه به این دلیل که هدفش روشن نیست. بلکه چون میان او و اقدام، چیزهایی قرار گرفته‌اند: ترس، اضطراب، شک، افکار منفی، یا میل شدید به اجتناب از ناراحتی. کتاب Acceptance and Commitment Coaching: Distinctive Features اثر Jon Hill و Joe Oliver دقیقاً روی همین نقطه تمرکز دارد. نویسندگان ACC را رویکردی معرفی می‌کنند که از ذهن‌آگاهی و پذیرش استفاده می‌کند و فرد را به سمت اقدام متعهدانه مبتنی بر ارزش‌ها هدایت می‌کند. هدف نهایی، ایجاد تغییر معنادار از طریق افزایش انعطاف‌پذیری روان‌شناختی است.
مربیگری مبتنی بر پذیرش و تعهد

انعطاف‌پذیری روان‌شناختی یعنی چه؟

یکی از مفاهیم مرکزی ACC، Psychological Flexibility یا انعطاف‌پذیری روان‌شناختی است.

به زبان ساده:

فرد بتواند آنچه درونش اتفاق می‌افتد را ببیند و تجربه کند، بدون اینکه هر فکر یا احساس سختی کنترل کامل رفتار او را در دست بگیرد.

مثلاً:

ممکن است اضطراب داشته باشم،

اما همچنان ارائه‌ام را انجام دهم.

ممکن است ترس از شکست داشته باشم،

اما همچنان برای موقعیتی که برایم مهم است اقدام کنم.

ممکن است ذهنم بگوید:

«تو آماده نیستی.»

اما همچنان انتخاب کنم قدم کوچکی بردارم.

در ACC سؤال همیشه این نیست:

«چطور این احساس را از بین ببریم؟»

گاهی سؤال مهم‌تر این است:

«با وجود این احساس، چه اقدام ارزشمندی هنوز ممکن است؟»

پذیرش یعنی تسلیم شدن؟

نه.

این یکی از مهم‌ترین سوءبرداشت‌ها درباره Acceptance است.

پذیرش به این معنا نیست که فرد شرایط نامطلوب را دوست داشته باشد یا دست از تغییر بکشد.

معنای کاربردی‌تر آن این است:

به‌جای صرف تمام انرژی برای جنگیدن با تجربه درونی، جا برای آن باز کنیم و همچنان انتخاب کنیم.

فرض کنید مدیری قبل از ارائه به هیئت‌مدیره اضطراب دارد.

ممکن است تلاش کند:

اضطراب را سرکوب کند،

به خودش بگوید نباید مضطرب باشد،

یا ارائه را عقب بیندازد.

در رویکرد پذیرش و تعهد، مسیر دیگری هم وجود دارد:

«اضطراب اینجاست. و ارائه هم برای من مهم است.»

این دو می‌توانند هم‌زمان وجود داشته باشند.

۱. گسلش شناختی | Cognitive Defusion

ما معمولاً افکارمان را فقط «فکر» نمی‌بینیم.

خیلی وقت‌ها آنها را حقیقت می‌بینیم.

مثلاً:

«من شکست می‌خورم.»

«من مدیر خوبی نیستم.»

«اگر نه بگویم، همه از من ناراحت می‌شوند.»

در گسلش شناختی هدف این نیست که ثابت کنیم این فکرها غلط‌اند.

هدف این است که کمی از آنها فاصله بگیریم.

مثلاً:

به‌جای:

«من شکست می‌خورم.»

فرد می‌تواند متوجه شود:

«ذهن من الان دارد فکر شکست را تولید می‌کند.»

همین فاصله کوچک، قدرت انتخاب را بیشتر می‌کند.

۲. پذیرش | Acceptance

بعضی تجربه‌های درونی خوشایند نیستند.

ترس.

شرم.

اضطراب.

عدم قطعیت.

اما تلاش دائمی برای حذف آنها گاهی خودش تبدیل به مسئله می‌شود.

در کوچینگ مبتنی بر پذیرش، فرد یاد می‌گیرد تجربه ناخوشایند را تحمل کند بدون اینکه تمام رفتارهایش حول فرار از آن شکل بگیرند.

یک سؤال مفید می‌تواند این باشد:

«اگر مجبور نباشی اول این احساس را از بین ببری، چه کاری برایت ممکن می‌شود؟»

۳. تماس با لحظه اکنون | Contact with the Present Moment

ذهن انسان استاد سفر در زمان است.

دائماً به گذشته برمی‌گردد:

«چرا آن اشتباه را کردم؟»

یا وارد آینده می‌شود:

«اگر خراب شود چه؟»

Mindfulness در ACC کمک می‌کند فرد دوباره به چیزی که همین حالا در جریان است برگردد.

نه برای خالی کردن ذهن.

بلکه برای دیدن واضح‌تر.

در کوچینگ می‌توان پرسید:

«همین حالا، جدا از داستانی که ذهنت تعریف می‌کند، چه چیزی را واقعاً مشاهده می‌کنی؟»

این سؤال می‌تواند فرد را از سناریوهای ذهنی به داده‌های واقعی برگرداند.

۴. خود به‌مثابه زمینه | Self as Context

ما معمولاً خودمان را با محتویات ذهنمان تعریف می‌کنیم.

«من آدم مضطربی هستم.»

«من شکست‌خورده‌ام.»

«من آدم ضعیفی هستم.»

اما Self as Context پیشنهاد می‌کند بین «فرد» و «تجربه‌ای که فرد دارد» فاصله وجود دارد.

من اضطراب را تجربه می‌کنم،

اما تمام هویت من اضطراب نیست.

من فکر شکست دارم،

اما خودِ من مساوی با آن فکر نیستم.

از زاویه کوچینگ، این تفکیک می‌تواند بسیار ارزشمند باشد:

«تو این فکر را داری، اما آیا خودت همان فکر هستی؟»

۵. ارزش‌ها | Values

یکی از جذاب‌ترین بخش‌های ACC همین‌جاست.

هدف فقط این نیست که فرد حالش بهتر شود.

هدف این است که بهتر بفهمد:

چه چیزی واقعاً برایش مهم است؟

رهبری؟

آزادی؟

یادگیری؟

خانواده؟

اثرگذاری؟

صداقت؟

رشد؟

ارزش با هدف فرق دارد.

هدف ممکن است:

«گرفتن سمت مدیرعاملی»

باشد.

اما ارزش پشت آن شاید:

«اثرگذاری»

یا:

«رهبری مسئولانه»

باشد.

اگر هدف تغییر کند، ارزش همچنان می‌تواند جهت بدهد.

۶. اقدام متعهدانه | Committed Action

ارزش بدون رفتار فقط یک ایده زیباست.

ACC تأکید زیادی روی اقدام دارد.

اما اقدامی که به ارزش متصل باشد.

مثلاً اگر «رشد» ارزش مهم فرد باشد، اقدام متعهدانه شاید این باشد:

درخواست بازخورد،

گرفتن پروژه دشوارتر،

یا انجام گفت‌وگویی که مدت‌ها به تعویق افتاده است.

سؤال مهم:

«اگر واقعاً بر اساس این ارزش زندگی کنی، این هفته چه رفتاری باید دیده شود؟»

این سؤال ارزش را از سطح مفهوم به عمل می‌آورد.

اگر منتظر باشم حالم خوب شود چه؟

یکی از دام‌های رایج این است:

«وقتی اعتمادبه‌نفسم بیشتر شد، اقدام می‌کنم.»

«وقتی ترسم کمتر شد، مذاکره می‌کنم.»

«وقتی مطمئن شدم، تصمیم می‌گیرم.»

اما اگر احساس مطلوب هیچ‌وقت قبل از اقدام نیاید چه؟

ACC پیشنهاد می‌کند ترتیب را کمی تغییر دهیم:

شاید لازم نباشد اول احساس عوض شود.

گاهی عمل ارزش‌محور می‌تواند همراه با احساس سخت اتفاق بیفتد.

این نگاه برای کوچینگ عملکرد بسیار کاربردی است.

Workability؛ آیا این رفتار واقعاً جواب می‌دهد؟

یکی از مفاهیم بسیار کاربردی کتاب، بررسی کارآمدی رفتار است.

به‌جای اینکه بپرسیم:

«این رفتار خوب است یا بد؟»

می‌توان پرسید:

«آیا این رفتار تو را به زندگی‌ای که برایت مهم است نزدیک می‌کند؟»

مثلاً اجتناب از یک جلسه ممکن است اضطراب فرد را در کوتاه‌مدت کم کند.

پس در کوتاه‌مدت «جواب داده».

اما آیا او را به سمت رهبری‌ای که می‌خواهد نزدیک می‌کند؟

شاید نه.

اینجا مسئله اخلاقی‌سازی رفتار نیست.

مسئله کارآمدی آن نسبت به ارزش‌های فرد است.

نقش استعاره در ACC

کتاب بخش مستقلی را به استفاده از استعاره اختصاص می‌دهد.

چرا؟

چون گاهی توضیح مستقیم ذهن را وارد بحث و استدلال بیشتر می‌کند.

اما استعاره می‌تواند تجربه را از زاویه‌ای تازه نشان دهد.

مثلاً:

اگر افکار سخت را مثل مسافرانی در یک اتوبوس تصور کنیم، سؤال این نیست که چطور همه مسافران را بیرون کنیم.

سؤال این است:

«چه کسی رانندگی می‌کند؟»

افکار ممکن است سروصدا کنند.

اما آیا باید فرمان را هم در دست بگیرند؟

یک مثال در کوچینگ کسب‌وکار

فرض کنید مدیری می‌گوید:

«می‌خواهم با یکی از اعضای تیمم درباره عملکرد ضعیفش صحبت کنم، اما از تعارض متنفرم.»

رویکرد صرفاً حل مسئله ممکن است بگوید:

«این پنج تکنیک بازخورد را استفاده کن.»

اما ACC قبل از تکنیک می‌تواند بررسی کند:

چه احساسی مانع اقدام است؟

ذهن چه داستانی تعریف می‌کند؟

مثلاً:

«اگر این گفت‌وگو را انجام دهم، رابطه خراب می‌شود.»

بعد:

ارزش چیست؟

صداقت؟

رهبری مسئولانه؟

رشد تیم؟

و در نهایت:

«اگر این ارزش راهنمای تو باشد، قدم متعهدانه بعدی چیست؟»

ACC با ACT درمانی یکی نیست

این نکته بسیار مهم است.

Acceptance and Commitment Coaching از اصول ACT الهام گرفته، اما کتاب مشخصاً برای کوچ‌ها، کوچ‌های اجرایی و روان‌شناسان کوچینگ نوشته شده است. خود Routledge نیز آن را مدلی برای استفاده در کوچینگ فردی، گروهی، کسب‌وکار، کار، ورزش و توسعه شخصی معرفی می‌کند.

کوچ نباید به این دلیل که با ابزارهای ACT آشنا شده وارد تشخیص یا درمان اختلال روانی شود.

اگر مسئله اصلی مراجع نیازمند درمان بالینی باشد، مرز حرفه‌ای و ارجاع همچنان اهمیت دارد.

یک تمرین ساده با الهام از کتاب

یک کاری را انتخاب کنید که مدت‌هاست به تعویق انداخته‌اید.

بعد این پنج سؤال را پاسخ دهید:

ذهن من چه می‌گوید؟

افکار را بدون بحث کردن بنویسید.

چه احساسی تلاش می‌کنم تجربه نکنم؟

ترس؟ شرم؟ اضطراب؟ عدم قطعیت؟

چه چیزی واقعاً برای من مهم است؟

ارزش پشت اقدام را پیدا کنید.

آیا رفتار فعلی من را به آن ارزش نزدیک می‌کند؟

صادقانه پاسخ دهید.

کوچک‌ترین اقدام متعهدانه چیست؟

کاری که همین هفته قابل انجام باشد.

مهم‌ترین درس مربیگری مبتنی بر پذیرش و تعهد

شاید یکی از مهم‌ترین پیام‌های این کتاب این باشد:

قرار نیست برای حرکت کردن، اول تمام افکار و احساسات سخت را حل کنیم.

گاهی می‌توانیم:

ترس داشته باشیم و حرکت کنیم.

شک داشته باشیم و انتخاب کنیم.

اضطراب داشته باشیم و همچنان بر اساس ارزش‌هایمان عمل کنیم.

هدف این نیست که ذهن همیشه آرام باشد.

هدف این است که ذهن تنها تصمیم‌گیرنده نباشد.

و شاید یکی از قدرتمندترین سؤال‌های ACC برای کوچینگ همین باشد:

«اگر لازم نبود اول حالت بهتر شود، بر اساس چیزی که برایت مهم است چه کاری انجام می‌دادی؟»

پرسش برای تأمل

این روزها کدام تصمیم را تا زمانی که «احساس آمادگی کامل» پیدا کنید عقب انداخته‌اید؟

و اگر آمادگی قرار نباشد قبل از اقدام بیاید،

کوچک‌ترین قدم ارزش‌محور شما چیست؟

 

به اشتراک گذاری: 

تصویر مهدی قاسمی

مهدی قاسمی

مطالب پیشنهادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *