دانستن همیشه به معنی تغییر نیست
گاهی مراجع دقیقاً میداند مسئله چیست.
میداند چرا تعلل میکند.
میداند از چه چیزی میترسد.
میداند چه الگویی را بارها تکرار کرده است.
اما باز هم تغییری اتفاق نمیافتد.
در چنین موقعیتی، سؤال کوچینگ میتواند از:
«چرا این اتفاق میافتد؟»
به:
«حالا که این را میدانی، چه چیزی را متفاوت انجام میدهی؟»
تغییر فقط محصول بینش نیست.
باید جایی به تجربه و عمل برسد.
The Tools؛ وقتی مفهوم به ابزار تبدیل میشود
مرکز ثقل فیلم مجموعهای از ابزارهای تصویری Stutz است. نتفلیکس این ابزارها را Visualization Exercises یا تمرینهای تجسمی معرفی میکند که برای تبدیل مفاهیم پیچیده به گامهای عملی طراحی شدهاند.
برای کوچینگ، این نکته بسیار قابل توجه است.
مدل وقتی مفید میشود که فقط فهمیده نشود.
باید قابل استفاده باشد.
GROW اگر فقط روی کاغذ بماند، کمکی نمیکند.
OSKAR اگر فقط حفظ شود، تغییری ایجاد نمیکند.
CBC اگر به رفتار نرسد، ممکن است فقط تحلیل بیشتری تولید کند.
سؤال مهم:
«چطور میتوانیم این بینش را به یک رفتار قابل اجرا تبدیل کنیم؟»
حرکت کوچک، نه انتظار برای آمادگی کامل
خیلی وقتها فرد میگوید:
«وقتی اعتمادبهنفسم بیشتر شد، اقدام میکنم.»
«وقتی اضطرابم کمتر شد، شروع میکنم.»
«وقتی مطمئن شدم، تصمیم میگیرم.»
اما این انتظار ممکن است ماهها ادامه پیدا کند.
گاهی مسیر تغییر برعکس است.
اول:
اقدام کوچک.
بعد:
تجربه.
بعد:
شواهد تازه.
و بعد:
تغییر در احساس و باور.
سؤال کوچ:
«اگر لازم نبود اول کاملاً آماده باشی، کوچکترین قدم بعدی چه بود؟»
مواجهه با بخشهایی که دوستشان نداریم
یکی از مفاهیم مطرحشده در Stutz، The Shadow است. نتفلیکس آن را بخشی از وجود فرد توصیف میکند که از آن شرم دارد یا ترجیح میدهد پنهانش کند.
از نگاه کوچینگ، این مفهوم میتواند یک سؤال مهم ایجاد کند:
«کدام بخش از خودت را آنقدر رد میکنی که انرژی زیادی صرف پنهان کردنش میشود؟»
گاهی فرد میخواهد همیشه:
قوی،
مطمئن،
موفق،
و کنترلشده
به نظر برسد.
اما همین تلاش ممکن است مانع یادگیری شود.
خودآگاهی فقط دیدن نقاط قوت نیست.
گاهی یعنی دیدن بخشهایی که ترجیح میدهیم نبینیم.
پذیرش با تسلیم فرق دارد
Stutz در مجموعه ابزارهایش از Radical Acceptance صحبت میکند. در توضیح رسمی نتفلیکس، این مفهوم به پذیرش بخشهای مختلف تجربه بدون تبدیل آن به قضاوت دائمی مرتبط شده است.
در کوچینگ هم این تفاوت مهم است.
پذیرش یعنی:
«این وضعیت الان وجود دارد.»
نه:
«پس هیچ کاری نمیتوانم انجام دهم.»
میتوان گفت:
«اشتباه کردم.»
بدون اینکه نتیجه بگیریم:
«من آدم شکستخوردهای هستم.»
یا:
«میترسم.»
بدون اینکه نتیجه بگیریم:
«پس نباید اقدام کنم.»
پذیرش میتواند نقطه شروع اقدام واقعبینانه باشد.
تصویر ایدهآل زندگی
یکی دیگر از مفاهیم فیلم، The Snapshot یا تصویر ذهنی زندگی کامل است. نتفلیکس آن را تصویری ذهنی از «زندگی بینقص» معرفی میکند.
این مفهوم برای کوچینگ بسیار آشناست.
فرد ممکن است بگوید:
«وقتی به این جایگاه برسم، آرام میشوم.»
«وقتی درآمدم به این عدد برسد، موفقم.»
«وقتی دیگران تأییدم کنند، مطمئن میشوم.»
اما سؤال مهم این است:
«اگر آن تصویر کامل هرگز دقیقاً اتفاق نیفتد، آیا زندگی متوقف میشود؟»
کوچینگ میتواند کمک کند فرد میان:
هدف سالم
و
وابستگی هویتی به نتیجه
تفاوت بگذارد.
حرکت به جلو بدون حذف ناراحتی
یکی از پیامهای جذاب فیلم این است که زندگی قرار نیست کاملاً بدون درد، عدم قطعیت یا ناراحتی شود.
هدف همیشه این نیست که احساس ناخوشایند حذف شود.
گاهی هدف این است که:
با وجود آن، حرکت کنیم.
برای مراجع این سؤال میتواند قدرتمند باشد:
«اگر لازم نبود این احساس از بین برود، چه کاری انجام میدادی؟»
این سؤال، عمل را از حال روحی کامل جدا میکند.
خودآگاهی بدون خودقضاوتی
گاهی فرد بعد از شناخت یک الگوی ناکارآمد، شروع میکند خودش را سرزنش کردن.
«چرا همیشه اینطوریام؟»
«چرا زودتر نفهمیدم؟»
اما خودآگاهی اگر فوراً به خودقضاوتی تبدیل شود، میتواند دوباره همان چرخه را تقویت کند.
کوچ میتواند کمک کند فرد بپرسد:
«این الگو چطور شکل گرفته و الان چه انتخاب دیگری دارم؟»
این سؤال از مجازات گذشته به طراحی آینده حرکت میکند.
رابطه انسانی و مرز حرفهای
یکی از ویژگیهای متمایز Stutz رابطه شخصی و صمیمی میان Jonah Hill و Phil Stutz است. نتفلیکس توضیح میدهد که فیلم ساختار معمول رابطه درمانگر و مراجع را تا حدی وارونه میکند و خود Stutz نیز موضوع گفتوگو قرار میگیرد.
برای کوچها، این موضوع سؤال مهمی ایجاد میکند:
کوچ چقدر میتواند از خودش بگوید؟
Self-Disclosure همیشه نامناسب نیست.
اما باید یک معیار روشن داشته باشد:
آیا این افشاگری در خدمت مراجع است یا نیاز خود کوچ؟
اگر تمرکز جلسه از مراجع برداشته شود، رابطه حرفهای ممکن است آسیب ببیند.
مرز مهم؛ Stutz درباره رواندرمانی است
این بخش باید کاملاً روشن باشد.
Phil Stutz روانپزشک است و خود فیلم نیز بر مدل درمانی و سلامت روان تمرکز دارد.
بنابراین نباید Stutz را یک مدل کوچینگ یا مجموعهای از تکنیکهای آماده برای درمان توسط کوچ تلقی کرد.
کوچ میتواند از فیلم برای تأمل درباره:
خودآگاهی،
حرکت،
استعاره،
پذیرش،
و تبدیل بینش به اقدام
استفاده کند.
اما تشخیص، درمان و مداخلات بالینی در حوزه متخصص سلامت روان باقی میمانند.
یک تمرین ساده با الهام از Stutz
یک مسئله را انتخاب کنید که مدت زیادی درباره آن فکر کردهاید.
بعد به این پنج سؤال پاسخ دهید:
۱. چه چیزی را درباره مسئله میدانم؟
واقعیت را بنویسید.
۲. کدام بخش هنوز فقط تحلیل است؟
چیزی که بارها دربارهاش فکر کردهاید.
۳. چه اقدامی را عقب انداختهام؟
فقط یک مورد.
۴. کوچکترین نسخه آن اقدام چیست؟
کاری که امروز قابل انجام باشد.
۵. بعد از انجام آن چه چیزی یاد میگیرم؟
تمرکز این سؤال روی نتیجه نیست.
روی یادگیری از عمل است.
Stutz و کوچینگ کسبوکار
تصور کنید مدیری میگوید:
«میدانم باید اختیار بیشتری به تیم بدهم، ولی نمیتوانم.»
اگر فقط دلیلها را بررسی کنیم، شاید ساعتها گفتوگو شکل بگیرد.
اما بعد از رسیدن به آگاهی کافی، میتوان پرسید:
«این هفته کوچکترین آزمایش رفتاری برای واگذاری اختیار چیست؟»
مثلاً:
یک تصمیم محدود را واگذار کند.
معیار موفقیت را مشخص کند.
دخالت نکند.
و نتیجه را بررسی کند.
اینجا بینش به آزمایش تبدیل میشود.
بینش، عمل، بازبینی
یک چارچوب ساده برای استفاده از پیام فیلم در کوچینگ میتواند این باشد:
Awareness → Action → Reflection
آگاهی:
چه چیزی در من اتفاق میافتد؟
اقدام:
چه چیزی را امتحان میکنم؟
بازبینی:
از آن چه یاد گرفتم؟
این چرخه مانع میشود کوچینگ فقط به گفتوگوی جذاب تبدیل شود.
مهمترین درس Stutz برای کوچینگ
شاید مهمترین یادآوری این مستند این باشد:
فهمیدن خود، پایان مسیر نیست.
بینش زمانی ارزش بیشتری پیدا میکند که به:
انتخاب،
تجربه،
و حرکت
تبدیل شود.
کوچ قرار نیست تمام مشکلات مراجع را حل کند.
قرار است فضایی ایجاد کند که مراجع بتواند:
واضحتر ببیند،
آگاهانهتر انتخاب کند،
و شجاعانهتر آزمایش کند.
و شاید بهترین سؤال از دل Stutz همین باشد:
«چه چیزی را دیگر لازم نیست بیشتر تحلیل کنی و وقت آن رسیده فقط امتحانش کنی؟»
پرسش برای تأمل
یک موضوعی را که مدتهاست دربارهاش فکر میکنید انتخاب کنید.
اگر امروز فقط اجازه داشته باشید یک اقدام کوچک انجام دهید،
آن اقدام چیست؟















