کوچینگ راه حل محور چیست و چگونه به قدم بعدی برسیم؟

گاهی می‌توانید ساعت‌ها درباره یک مشکل صحبت کنید، اما هنوز ندانید فردا چه کاری انجام دهید. مثلاً می‌دانید مشارکت در جلسه‌های کاری برایتان دشوار است؛ بارها موقعیت‌های ناخوشایند را مرور کرده‌اید، ولی قدم بعدی همچنان مبهم مانده است. کوچینگ راه حل محور رویکردی است که توجه گفت‌وگو را به وضعیت مطلوب، تجربه‌های مفید و نشانه‌های کوچک بهبود معطوف می‌کند. پرسش محوری آن این است: «دوست دارید چه چیزی متفاوت شود و همین حالا چه چیزی می‌تواند به حرکت شما کمک کند؟» این نگاه به معنی نادیده‌گرفتن مسئله نیست. قرار است در کنار شناخت دشواری، امکان تغییر نیز دیده شود.
زنی در حال چیدن بلوک‌های طلایی به شکل پله کنار پنجره یک دفتر روشن

کوچینگ راه حل محور چیست؟

در این رویکرد، کوچ و توسعه‌جو بررسی می‌کنند چه نتیجه‌ای مطلوب است، چه بخش‌هایی از آن همین حالا وجود دارد و چه اقدام کوچکی می‌تواند تفاوت ایجاد کند.

این شیوه از سنت راه حل محور در درمان کوتاه‌مدت تأثیر گرفته و در کوچینگ نیز به کار رفته است؛ بااین‌حال، کوچینگ و روان‌درمانی خدمات یکسانی نیستند. در کوچینگ، تمرکز بر موضوع توسعه فردی یا حرفه‌ای و اقدام متناسب با آن است. پژوهش منتشرشده در Frontiers in Psychology این منشأ و تفاوت کاربرد را توضیح می‌دهد. frontiersin.org

کوچ نیز لزوماً راه حل آماده ارائه نمی‌کند؛ گفت‌وگو به شما کمک می‌کند گزینه‌هایی را پیدا کنید که با خواسته‌ها، منابع و شرایطتان سازگار باشند. شناخت تفاوت کوچینگ با مشاوره و منتورینگ، به روشن‌شدن نوع همراهی مورد نیاز کمک می‌کند.

چه پرسش‌هایی در کوچینگ راه حل محور مطرح می‌شود؟

سه دسته پرسش در این رویکرد رایج‌اند: توصیف آینده مطلوب، بررسی زمان‌هایی که مشکل کمتر حضور داشته و استفاده از مقیاس برای روشن‌کردن تغییر. این ابزارها در پژوهش نِیپ و همکاران بررسی شده‌اند. پرسش‌های زیر بازنویسی کاربردی‌اند، نه نقل‌قول مستقیم از منبع. Wiley Online Library

وضعیت مطلوب چه شکلی دارد؟

«می‌خواهم بهتر شوم» نقطه شروع قابل قبولی است، اما هنوز نمی‌گوید بهترشدن چگونه دیده خواهد شد.

پرسش دقیق‌تر می‌تواند این باشد:

«اگر جلسه کاری بعدی کمی بهتر پیش برود، شما چه رفتار متفاوتی خواهید داشت؟»

پاسخ شاید «یک بار نظر خودم را مطرح می‌کنم» باشد. این توصیف از «اعتمادبه‌نفس بیشتری خواهم داشت» ملموس‌تر است و امکان بررسی دارد.

اگر هنوز پاسخ روشنی ندارید، می‌توانید از شروع کوچینگ با یک دغدغه مبهم آغاز کنید؛ قرار نیست پیش از گفت‌وگو همه چیز مشخص شده باشد.

چه زمانی مسئله کمتر بوده است؟

ممکن است بگویید: «من هیچ‌وقت در جلسه حرف نمی‌زنم.» بررسی دقیق‌تر شاید نشان دهد در بعضی جلسه‌ها مشارکت کرده‌اید.

در این صورت می‌توان پرسید:

«آن جلسه چه تفاوتی داشت؟ موضوع آشناتر بود؟ فرصت بیشتری داشتید؟ از قبل یادداشت آماده کرده بودید؟»

هدف، پیدا‌کردن یک موفقیت بزرگ نیست؛ حتی یک تجربه محدود می‌تواند سرنخی درباره شرایط کمک‌کننده بدهد. البته لازم است بررسی کنید آیا آن شرایط در موقعیت فعلی نیز قابل استفاده‌اند.

یک قدم جلوتر چگونه دیده می‌شود؟

می‌توانید وضعیت فعلی را روی مقیاسی از صفر تا ده توصیف کنید؛ به شرط آنکه معنای دو سر مقیاس روشن باشد.

مثلاً صفر یعنی «هیچ مشارکتی ندارم» و ده یعنی «در جلسه‌های مرتبط، نظر خودم را روشن و متناسب مطرح می‌کنم».

اگر اکنون خودتان را روی چهار می‌بینید، دو پرسش مفید این‌هاست:

  • چه چیزی باعث شده روی چهار باشید و نه عددی پایین‌تر؟
  • رسیدن به پنج با چه رفتار قابل مشاهده‌ای همراه خواهد بود؟

این عدد یک سنجه استاندارد روان‌شناختی نیست؛ وسیله‌ای برای روشن‌ترشدن گفت‌وگوست.

مثال فرضی: مشارکت بیشتر در جلسه‌های کاری

مثال زیر فرضی است و روایت تجربه یک مشتری واقعی نیست.

سارا کارشناس یک شرکت است. می‌خواهد در جلسه‌های تیمی بیشتر مشارکت کند، اما معمولاً منتظر می‌ماند تا نظرش کاملاً بی‌نقص شود؛ تا آن زمان، گفت‌وگو به موضوع دیگری رسیده است.

در بررسی تجربه‌های قبلی، به جلسه‌ای اشاره می‌کند که درباره حوزه تخصصی خودش بوده و پیش از آن دو نکته کوتاه نوشته است. آن روز توانسته یکی از نکته‌ها را مطرح کند.

این تجربه به‌تنهایی ثابت نمی‌کند مشکل برطرف شده است. فقط یک سرنخ می‌دهد: آمادگی کوتاه و مشخص شاید برای سارا مفید باشد.

نمونه گفت‌وگوی فرضی

کوچ: از این گفت‌وگو چه چیزی می‌خواهید با خودتان ببرید؟

سارا: یک راه عملی پیدا کنم که در جلسه بعدی ساکت نمانم.

کوچ: مشارکت رضایت‌بخش در همان جلسه، برای شما چه شکلی دارد؟

سارا: حداقل یک نکته مرتبط بگویم، حتی اگر کامل نباشد.

کوچ: چه زمانی قبلاً توانسته‌اید چنین کاری انجام دهید؟

سارا: وقتی دو نکته نوشته بودم و موضوع را می‌شناختم.

کوچ: از آن تجربه چه چیزی برای جلسه بعد قابل استفاده است؟

سارا: می‌توانم ده دقیقه قبل، یک نکته و یک سؤال آماده کنم.

کوچ: چه شرایطی برای انجامش لازم دارید؟

سارا: دستور جلسه را زودتر بگیرم و فرصتی برای صحبت داشته باشم.

سارا تصمیم می‌گیرد دستور جلسه را درخواست کند و یک نکته آماده داشته باشد. مرور بعدی صرفاً درباره «حرف‌زدن یا نزدن» نیست؛ بررسی می‌کند چه شرایطی کمک کرده، چه مانعی باقی مانده و آیا اقدام انتخاب‌شده مناسب بوده است.

تمرین پیشنهادی: یک نشانه، یک منبع، یک قدم

این تمرین پیشنهادی برای تأمل شخصی است و جای گفت‌وگوی کوچینگ را نمی‌گیرد. یک موضوع محدود و قابل پیگیری انتخاب کنید و پاسخ‌ها را بنویسید.

۱. نشانه تغییر: اگر وضعیت کمی بهتر شود، چه چیزی در رفتار یا روزمره شما متفاوت خواهد بود؟

۲. تجربه کمک‌کننده: آخرین بار چه زمانی بخشی از این وضعیت بهتر بود؟ شما و دیگران چه کردید؟

۳. منبع موجود: چه مهارت، زمان، اطلاعات یا حمایتی در اختیار دارید؟

۴. قدم انتخابی: در هفت روز آینده چه اقدام کوچکی می‌خواهید انجام دهید؟ زمان و شرایط آن چیست؟

۵. مرور: در چه تاریخی بررسی می‌کنید چه اتفاقی افتاده و چه آموخته‌اید؟

مثلاً برای برقراری ارتباط بیشتر با یک دوست، اقدام می‌تواند پیشنهاد یک زمان مشخص برای گفت‌وگو باشد. موفقیت اولیه، انجام اقدام انتخابی شماست؛ پاسخ طرف مقابل کاملاً در اختیار شما نیست.

اگر تجربه کمک‌کننده‌ای پیدا نکردید، پاسخ نسازید. بررسی کنید چه اطلاعات یا حمایتی لازم دارید تا اولین تجربه کوچک را شکل دهید.

آیا این رویکرد پشتوانه پژوهشی دارد؟

در یک مطالعه در سال ۲۰۲۲، ۱۸۳ دستیار پزشکی و دانشجوی دکتری پزشکی در تمرین نوشتاری خودکوچینگ شرکت کردند. پرسش‌های راه حل محور در برخی شاخص‌های هیجانی و جهت‌گیری به‌سوی هدف نتایج بهتری داشتند، اما برتری آن‌ها در برنامه‌ریزی اقدام و دستیابی به هدف تأیید نشد. این مطالعه درباره یک تمرین نوشتاری بود و نتیجه آن را نمی‌توان معادل اثربخشی همه جلسات کوچینگ دانست. متن پژوهش. frontiersin.org

بنابراین، این رویکرد را می‌توان پژوهش‌پذیر و دارای شواهد دانست؛ وعده «موفقیت تضمینی با چند سؤال ساده» از این شواهد به دست نمی‌آید.

چه زمانی توجه به راه حل کافی نیست؟

گاهی مانع اصلی، کمبود مهارت یا ساختار نامناسب محیط است. اگر فرصت مشارکت در جلسه وجود ندارد، فقط آماده‌کردن یک نکته مشکل را حل نمی‌کند؛ شیوه اداره جلسه نیز باید بررسی شود.

همچنین، مسائل نیازمند تشخیص تخصصی، درمان یا مشاوره مالی و حقوقی با پرسش‌های کوچینگ جایگزین نمی‌شوند. توجه به امکانات باید همراه با شناخت محدودیت‌ها باشد.

مدل OSKAR یکی از چارچوب‌های راه حل محور است که نتیجه مطلوب، مقیاس، دانش و منابع، اقدام و مرور را کنار هم قرار می‌دهد. مارک مک‌کرگو، از پدیدآورندگان مدل، توضیح می‌دهد که اجزای آن می‌توانند به‌صورت ابزار نیز استفاده شوند؛ لازم نیست هر گفت‌وگو دقیقاً یک ترتیب ثابت داشته باشد. sfworkblog.wordpress.com

از کجا شروع کنیم؟

برای شروع، یک موقعیت مشخص انتخاب کنید و بپرسید: «اگر این موقعیت کمی بهتر شود، اولین نشانه‌اش چیست؟»

سپس بررسی کنید چه بخشی از آن از قبل وجود دارد و چه قدمی با شرایط فعلی شما سازگار است. هدف، ساختن یک برنامه بی‌نقص نیست؛ انتخاب اقدامی است که بتوانید انجامش دهید و از نتیجه آن یاد بگیرید.

برای شناخت روند همکاری، آمادگی برای اولین جلسه کوچینگ نیز می‌تواند نقطه شروع مناسبی باشد.

اگر می‌خواهید درباره یک تغییر مشخص در زندگی شخصی یا حرفه‌ای خود گفت‌وگو کنید، می‌توانیم در جلسه آشنایی رایگان ۳۰ دقیقه‌ای و آنلاین موضوع شما و مناسب‌بودن کوچینگ برای بررسی آن را مرور کنیم. این جلسه برای شناخت اولیه است و تعهدی به ادامه همکاری ایجاد نمی‌کند.

 

به اشتراک گذاری: 

تصویر مهدی قاسمی

مهدی قاسمی

مطالب پیشنهادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *